تبلیغات
امام جواد علیه السلام - آورده اند که ...
 
امام جواد علیه السلام
درباره وبلاگ


نعمة لا تشكر كسیئة لا تغفر
نعمتی كه برای آن شكرگزاری نشود، مانند گناهی است كه آمرزیده نگردد.
مسند الامام الجواد، ص 243

مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
بیشترین علاقمندی شما در این وبسایت؟







یکشنبه 4 آبان 1393

آورده اند که ...

امام جواد

توانمندی ها و دانش بی كران خاندان وحی صلوات الله علیهم كه در معجزات آن بزرگواران به ظهور رسیده چراغ راه و باعث هدایت شده و می شود. چرا كه خداوند متعال آنچه را در این مسیر لازم بوده در اختیار آنها گذارده است. آنها حجت های الهی هستند كه در قیامت خداوند به خاطر بودنشان در بین مردم از بندگان خود سوال می كند.

 

نجات از مرگ حتمی

روزی حضرت امام محمد تقی علیه ‌السلام در مسجد نشسته بود كه مرد پیری از در وارد شد و گفت: یا امام!  صد جان من فدای تو باد، صد سال عمر كرده ‌ام و از ثمره شجره به جز یك فرزند، دیگر هیچ ندارم. امروز والی شهر او را گرفته و می ‌خواهد او را از كوه بیندازد.

فرمود: تقصیر پسر تو چیست؟

گفت: نزد والی گفته‌اند كه از جمله دوستان اهل بیت محمد و علی علیهم ‌السلام است و تولا و محبت با فرزندان ایشان دارد.

حضرت فرمود: از من چه می ‌خواهی؟

گفت: ای امام! پسر دیگری ندارم و تحمل دوری او را ندارم.

حضرت فرمود: او را به خدا بسپار.

پیرمرد چون این سخن را از امام شنید، از فرزند خود قطع امید نمود و بیرون آمد و به خانه رفت. آن مرد پیرزنی داشت كه مادر آن پسر بود. احوال فرزند خود را پرسید. مرد تمامی احوال را برای او نقل كرد و گفت: به خدمت امام محمد تقی علیه‌السلام رفتم و این واقعه را به عرض آن حضرت رساندم. آن حضرت نیز در باب خلاصی او چیزی نگفت كه باعث امیدواری ما باشد. پیرزن از شنیدن این سخنان فریاد و فغان برآورد و خود را بر زمین زد و بیهوش گردید، چون به هوش آمد، بار دیگر احوال فرزندش را پرسید و باز بیهوش شد. پس تمامی مردان و زنان آن محله جمع شده و آنها را دلداری می‌دادند.

اما چون پسر را بر كوه بردند كه بیندازند، پسر شروع به گریه و زاری نمود و از حضرت امام محمد تقی و آباء معصوم او علیهم ‌السلام  كمك خواست و گفت:

ای امیرالمومنین! و امام المتقین ! به خاطر دوستی تو و اولاد تو امروز مرا می ‌كشند و من می‌ دانم كه هر كس را به خاطر محبت به شما بكشند، درجه شهدا را دارد. اما پدر و مادر پیری دارم كه كسی نیست آبی به دستشان بدهد و متكفل خدمات ضروری ایشان گردد و از كسب و كار مانده‌اند و بر در مرگ نشسته و تاب مصیبت ندارند. به حق تو و ولایت امام زمان امام محمد تقی علیه‌ السلام را كه مرا از این ورطه خلاص كن.

فرشتگان گفتند: ما سه هزار فرشته‌ ایم كه از نور ولایت آباء گرام شما آفریده شده ‌ایم و كار ما این است كه در هر جایی از عالم برای دوستی از دوستان شما رنجی یا آفتی روی دهد برای كمك به او حاضر شویم و در یاری او بكوشیم

هنوز در حال گفتن این سخن بود كه ناگاه دو نفر از آسمان پیدا شدند و گفتند: ای پسر! چه اتفاقی افتاده كه مضطربی و گریه می‌كنی؟ پسر ماجرای خود را بیان نمود، چون سخن پسر تمام شد. یكی از آن دو نفر دست دراز كرد و كمر پسر را گرفت و از زمین بلند كرد و در آسمان ناپدید شد و آن دیگری دست دراز كرده والی را برداشت به جای پسر نگهداشت تا او را بیندازد. والی هر چه فریاد زد كه من والی‌ ام، موكلان از او قبول نمی‌كردند، زیرا كه به قدرت حق تعالی و معجزه امام محمد تقی علیه ‌السلام صورت او تغییر كرده بود و به عینه لباس پسر را در تن والی می‌دیدند، پس خواهی نخواهی والی را از كوه انداختند تا پاره پاره شد. بعد آن دو نفر با پسر به خدمت امام محمد تقی علیه ‌السلام آمدند و شرف ملازمت آن سرور را درك نمودند. حضرت بر سر سجاده عبادت حضرت رب العزه نشسته بود كه آن دو تن آمدند و سلام كردند و پسر را به خدمت آن حضرت آوردند.

حضرت فرمود: جزاكما الله خیرا، ای فرشتگان! باید هر جا دوستی از دوستان ما، كه در مهلكه گرفتار باشند اعانت و همراهی كنید و ایشان را از بلا و آفتها نجات دهید. فرشتگان گفتند: ما سه هزار فرشته‌ ایم كه از نور ولایت آباء گرام شما آفریده شده ‌ایم و كار ما این است كه در هر جایی از عالم برای دوستی از دوستان شما رنجی یا آفتی روی دهد برای كمك به او حاضر شویم و در یاری او بكوشیم.

دعا کردن

پس فرشتگان آن حضرت را دعا كرده و متوجه آسمان شدند. بعد آن حضرت به پسر فرمود كه اكنون به خانه خود باز گردد كه پدر و مادرت به مصیبت تو مشغولند. پسر برای آن حضرت دعا كرد و راهی منزل خود شد. چون به در خانه رسید صدای گریه و زاری شنید. پس به داخل خانه رفت و پدر و مادرش را دید كه جامه‌ها چاك داده و صورتها خراشیده و در میان خاك و گل در غم او نشسته‌اند. چون آنها فرزند خود را زنده دیدند، تعجب نموده و از شدت خوشحالی بیهوش شدند. چون به هوش آمدند، پسر را در كنار گرفته و شادی می‌ كردند و حمد و ثنای پروردگار به جای می ‌آوردند.

بعد ماجرا را از پسر پرسیدند. پسر تمامی احوالات گذشته را برای آنها نقل نمود و محبت امام محمد تقی و سایر ائمه معصومین علیهم السلام در دلهایشان افزوده شد.

 

نفَس مسیحایی

محمد بن ابی عمر روایت می‌كند كه روزی دردی عظیم در وجودم احساس نمودم به طوری كه مرا عاجز كرده بود و به داروی طبیبان و جراحان علاج‌پذیر نبود. پس به خدمت حضرت امام محمد تقی علیه‌السلام رفتم و از آن حضرت التماس دعا كردم. حضرت فرمود: عفاك الله و بعد از آن اصلا اثری از آن درد ندیدم و شفا یافتم.

امام علیه ‌السلام لحظه‌ای سر به زیر افكند، آنگاه سر برداشت و در حالی كه رنگش از اندوه زرد شده بود، فرمود: «ای حسین! خوردن نان جوین و نمك خشن در كنار حرم جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من محبوب‌تر است از آنچه اكنون مرا در آن می‌بینی»

محمد بن واقد رازی نیز روایت می‌كند كه من و برادرم به خدمت حضرت امام محمد تقی علیه‌السلام رفتیم و برادرم تتابع تنفسی داشت، یعنی نفسش تند و پی در پی بیرون می‌آمد و از آن آزار و بیماری به آن سرور دین و ملت شكایت كرد و حضرت فرمود: عفاك الله مما تشكو، یعنی حقتعالی به تو عافیت بدهد از آنچه شكایت می‌كنی. پس ما از نزد آن حضرت بیرون آمدیم و برادرم از آن بیماری شفا یافت و تا زنده بود، دیگر آن مرض عود نكرد.

محمد بن واقد همچنین روایت می‌كند كه من نیز هر هفته دردی در تهیگاه احساس می ‌كردم كه چند روز درد شدت می‌گرفت. پس از حضرت امام محمد تقی علیه‌السلام استدعای دعایی نمودم كه آن درد از من زایل گردد. پس آن حضرت در حق من نیز همان دعا كرد و آن بیماری من برطرف شد و تا آخر عود ننمود.

 

در ذهنم خطور كرد

«حسین مكاری» یكی از یاران امام جواد علیه ‌السلام می‌گوید: پس از ازدواج امام با ام الفضل، در بغداد خدمت آن حضرت كه در نزد خلیفه در نهایت جلالت بود شرفیاب شدم و زندگیش را مرفه دیدم. در ذهنم خطور كرد: «اینك كه امام به این زندگی مرفه رسیده است، هرگز به وطن خود (مدینه) باز نخواهد گشت.»

امام علیه ‌السلام لحظه‌ای سر به زیر افكند، آنگاه سر برداشت و در حالی كه رنگش از اندوه زرد شده بود، فرمود: «ای حسین! خوردن نان جوین و نمك خشن در كنار حرم جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من محبوب‌تر است از آنچه اكنون مرا در آن می‌بینی.»

فرآوری: ابوالفضل صالح صدر     

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

معجزات امام جواد علیه ‌السلام، حبیب‌الله اكبرپور‌.

كرامات و مقامات عرفانی امام محمد جواد علیه السلام، علی حسینی قمی.



نوع مطلب : احادیث و سخنان گهربار، مقالات، امام جواد علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 فروردین 1396 10:39 ب.ظ
Excellent blog here! Also your site loads up fast!

What host are you using? Can I get your affiliate link to your host?
I wish my web site loaded up as quickly as yours lol
سه شنبه 15 فروردین 1396 01:02 ب.ظ
Hello! This is kind of off topic but I need some help from an established blog.
Is it tough to set up your own blog? I'm not very techincal
but I can figure things out pretty fast. I'm thinking about setting up my own but I'm not sure where to begin. Do you have any tips or suggestions?
Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی
جشنواره وب