تبلیغات
امام جواد علیه السلام - جلوه‏هایى از علم گسترده امام
 
امام جواد علیه السلام
درباره وبلاگ


نعمة لا تشكر كسیئة لا تغفر
نعمتی كه برای آن شكرگزاری نشود، مانند گناهی است كه آمرزیده نگردد.
مسند الامام الجواد، ص 243

مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
بیشترین علاقمندی شما در این وبسایت؟







فتواى قضائى امام و شكست فقهاى دربارى

امام جواد-علیه السلام-غیر از مناظراتش كه دو نمونه از آن یاد شد، گاه از راههاى دیگر نیز بیمایگى فقها و قضات دربارى را روشن نموده برترى خود بر آنان را در پرتو علم امامت ثابت مى‏كرد و از این رهگذر اعتقاد به اصل «امامت‏» را در افكار عمومى تثبیت مى‏نمود.

از آن جمله فتوایى بود كه امام در مورد چگونگى قطع دست دزد صادر كرد كه تفصیل آن بدین قرار است:
«زرقان‏» ، كه با «ابن ابى دؤاد» دوستى و صمیمیت داشت، مى‏گوید: یك روز «ابن ابى دؤاد» از مجلس معتصم بازگشت، در حالى كه بشدت افسرده و غمگین بود. علت را جویا شدم. گفت: امروز آرزو كردم كه كاش بیست‏سال پیش مرده بودم! پرسیدم: چرا؟
گفت: به خاطر آنچه از ابو جعفر (امام جواد) در مجلس معتصم بر سرم آمد!
گفتم: جریان چه بود؟
گفت: شخصى به سرقت اعتراف كرد و از خلیفه (معتصم) خواست كه با اجراى كیفر الهى او را پاك سازد. خلیفه همه فقها را گرد آورد و «محمد بن على‏» (حضرت جواد) را نیز فرا خواند و از ما پرسید: دست دزد از كجا باید قطع شود؟
من گفتم: از مچ دست.
گفت: دلیل آن چیست؟
گفتم: چون منظور از دست در آیه تیمم: «فامسحوا بوجوهكم و ایدیكم‏»: «صورت و دستهایتان را مسح كنید» تا مچ دست است.
گروهى از فقها در این مطلب با من موافق بودند و مى‏گفتند: دست دزد باید از مچ قطع شود، ولى گروهى دیگر گفتند: لازم است از آرنج قطع شود، و چون معتصم دلیل آن را پرسید، گفتند: منظور از دست در آیه وضو: «فاغسلوا وجوهكم و ایدیكم الى المرافق‏»: «صورتها و دستهایتان را تا آرنج‏بشویید» تا آرنج است.
آنگاه معتصم رو به محمد بن على (امام جواد) كرد و پرسید: نظر شما در این مسئله چیست؟


گفت: اینها نظر دادند، مرا معاف بدار.
معتصم اصرار كرد و قسم داد كه باید نظرتان را بگویید.
محمد بن على گفت: چون قسم دادى نظرم را مى‏گویم. اینها در اشتباهند، زیرا فقط انگشتان دزد باید قطع شود و بقیه دست‏باید باقى بماند.
معتصم گفت: به چه دلیل؟
گفت: زیرا رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحقق مى‏پذیرد: صورت (پیشانى) ، دو كف دست، دو سر زانو، و دو پا (دو انگشت‏بزرگ پا) . بنا بر این اگر دست دزد از مچ یا آرنج قطع شود، دستى براى او نمى‏ماند تا سجده نماز را به جا آورد، و نیز خداى متعال مى‏فرماید:
«و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا» : «سجده گاهها (هفت عضوى كه‏سجده بر آنها انجام مى‏گیرد) از آن خداست، پس، هیچ كس را همراه و همسنگ با خدا مخوانید (و عبادت نكنید) » و آنچه براى خداست، قطع نمى‏شود.
«ابن ابى دؤاد» مى‏گوید: معتصم جواب محمد بن على را پسندید و دستور داد انگشتان دزد را قطع كردند (و ما نزد حضار، بى آبرو شدیم!) و من همانجا (از فرط شرمسارى و اندوه) آرزوى مرگ كردم!
2-حدیث‏سازان رسوا مى‏شوند!
نقل شده است كه پس از آنكه مامون دخترش را به امام جواد تزویج كرد در مجلسى كه مامون و امام و یحیى بن اكثم و گروه بسیارى در آن حضور داشتند، یحیى‏به امام گفت:
روایت‏شده است كه جبرئیل به حضور پیامبر رسید و گفت: یا محمد! خدا به شما سلام مى‏رساند و مى‏گوید: «من از ابوبكر راضى هستم، از او بپرس كه آیا او هم از من راضى است؟ » . نظر شما درباره این حدیث چیست؟
امام فرمود: من منكر فضیلت ابوبكر نیستم، ولى كسى كه این خبر را نقل مى‏كند باید خبر دیگرى را نیز كه پیامبر اسلام در حجة الوداع بیان كرد، از نظر دور ندارد. پیامبر فرمود: «كسانى كه بر من دروغ مى‏بندند، بسیار شده‏اند و بعد از من نیز بسیار خواهند بود. هر كس بعمد بر من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حدیثى از من براى شما نقل شد، آن را به كتاب خدا و سنت من عرضه كنید، آنچه را كه با كتاب خدا و سنت من موافق بود، بگیرید و آنچه را كه مخالف كتاب خدا و سنت من بود، رها كنید» . امام جواد افزود: این روایت (درباره ابوبكر) با كتاب خدا سازگار نیست، زیرا خداوند فرموده است: «ما انسان را آفریدیم و مى‏دانیم در دلش چه چیز مى‏گذرد و ما از رگ گردن به او نزدیكتریم‏» .


آیا خشنودى و ناخشنودى ابوبكر بر خدا پوشیده بوده است تا آن را از پیامبر بپرسد؟ ! این عقلا محال است.
یحیى گفت: روایت‏شده است كه: «ابوبكر و عمر در زمین، مانند جبرئیل در آسمان هستند» .
حضرت فرمود: درباره این حدیث نیز باید دقت‏شود، چرا كه جبرئیل و میكائیل دو فرشته مقرب درگاه خداوند هستند و هرگز گناهى از آن دو سر نزده است‏و لحظه‏اى از دایره اطاعت‏خدا خارج نشده‏اند، ولى ابوبكر و عمر مشرك بوده‏اند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده‏اند، اما اكثر دوران عمرشان را در شرك و بت پرستى سپرى كرده‏اند، بنابر این محال است كه خدا آن دو را به جبرئیل و میكائیل تشبیه كند.
یحیى گفت: همچنین روایت‏شده است كه: «ابو بكر و عمر دو سرور پیران اهل بهشتند» . درباره این حدیث چه مى‏گویید؟ .
حضرت فرمود: این روایت نیز محال است كه درست‏باشد، زیرا بهشتیان همگى جوانند و پیرى در میان آنان یافت نمى‏شود (تا ابو بكر و عمر سرور آنان باشند! ) این روایت را بنى امیه، در مقابل حدیثى كه از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم درباره حسن و حسین-علیهما السلام-نقل شده است كه «حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند» ، جعل كرده‏اند.
یحیى گفت: روایت‏شده است كه «عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است‏» . حضرت فرمود: این نیز محال است;زیرا در بهشت، فرشتگان مقرب خدا، آدم، محمد صلى الله علیه و آله و سلم و همه انبیا و فرستادگان خدا حضور دارند، چطور بهشت‏با نور اینها روشن نمى‏شود ولى با نور عمر روشن مى‏گردد؟ !
یحیى اظهار داشت: روایت‏شده است كه «سكینه‏» به زبان عمر سخن مى‏گوید (عمر هر چه گوید، از جانب ملك و فرشته مى‏گوید) .
حضرت فرمود: من منكر فضیلت عمر نیستم;ولى ابوبكر، با آنكه از عمر افضل است، بالاى منبر مى‏گفت: «من شیطانى دارم كه مرا منحرف مى‏كند، هرگاه‏دیدید از راه راست منحرف شدم، مرا به راه درست‏باز آورید» .
یحیى گفت: روایت‏شده است كه پیامبر فرمود: «اگر من به پیامبرى مبعوث نمى‏شدم، حتما عمر مبعوث مى‏شد».
امام فرمود: كتاب خدا (قرآن) از این حدیث راست‏تر است، خدا در كتابش فرموده است: «به خاطر بیاور هنگامى را كه از پیامبران پیمان گرفتیم، و از تو و از نوح... ». از این آیه صریحا بر مى‏آید كه خداوند از پیامبران پیمان گرفته است، در این صورت چگونه ممكن است پیمان خود را تبدیل كند؟ هیچ یك از پیامبران به قدر چشم به هم زدن به خدا شرك نورزیده‏اند، چگونه خدا كسى را به پیامبرى مبعوث مى‏كند كه بیشتر عمر خود را با شرك به خدا سپرى كرده است؟ ! و نیز پیامبر فرمود: «در حالى كه آدم بین روح و جسد بود (هنوز آفریده نشده بود) من پیامبر شدم‏» .
باز یحیى گفت: روایت‏شده است كه پیامبر فرمود: «هیچگاه وحى از من قطع نشد، مگر آنكه گمان بردم كه به خاندان خطاب (پدر عمر) نازل شده است‏» ، یعنى نبوت از من به آنها منتقل شده است.


حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا امكان ندارد كه پیامبر در نبوت خود شك كند، خداوند مى‏فرماید: «خداوند از فرشتگان و همچنین از انسانها رسولانى بر مى‏گزیند». (بنابر این، با گزینش الهى، دیگر جاى شكى براى پیامبر در باب پیامبرى خویش وجود ندارد) .
یحیى گفت: روایت‏شده است كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: «اگر عذاب نازل مى‏شد، كسى جز عمر از آن نجات نمى‏یافت‏» . حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا خداوند به پیامبر اسلام فرموده است: «و مادام كه تو در میان آنان هستى، خداوند آنان را عذاب نمى‏كند و نیز مادام كه استغفار مى‏كنند، خدا عذابشان نمى‏كند». بدین ترتیب تا زمانى كه پیامبر در میان مردم است و تا زمانى كه مسلمانان استغفار مى‏كنند، خداوند آنان را عذاب نمى‏كند.



نوع مطلب : امام جواد علیه السلام، دوران امامت، كتابخانه، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 فروردین 1396 06:19 ق.ظ
I do accept as true with all of the ideas you've offered to your post.
They're very convincing and can definitely work.
Nonetheless, the posts are too brief for newbies. Could you please extend them a bit from subsequent
time? Thanks for the post.
سه شنبه 15 فروردین 1396 02:27 ق.ظ
This is very attention-grabbing, You are an overly professional blogger.
I have joined your feed and look ahead to in the hunt for extra of your
fantastic post. Additionally, I've shared your website in my social networks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی
جشنواره وب